گت بلاگز ملاقات کردن آمادگی قرارداد استقلال روزبه چشمی ملاقات کردن: آمادگی قرارداد استقلال روزبه چشمی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات
خانه اخبار حوادث فرزند فروش، کلاهبردار از آب درآمد

فرزند فروش، کلاهبردار از آب درآمد

سپتامبر 23, 2018 ۰ بازدید
فرزند فروش، کلاهبردار از آب درآمد

داشتن فرزند برایم یک رویای بی تعبیر بود حاضر بودم همه زندگی ام را فدا کنم تا کودکی در فضای منزل ام لبخند بزند ولی با گذشت چند سال از ازدواجم باردار نشده بودم و

فرزند فروش، کلاهبردار از آب درآمد

فرزند فروش، کلاهبردار از آب درآمد

عبارات مهم : زندگی

داشتن فرزند برایم یک رویای بی تعبیر بود حاضر بودم همه زندگی ام را فدا کنم تا کودکی در فضای منزل ام لبخند بزند ولی با گذشت چند سال از ازدواجم باردار نشده بودم و همه درمان هایم بی نتیجه ماند تا این که جهت رهایی از این اوضاع تصمیم گرفتم …

این ها بخشی از درددل های زن 39 ساله ای است که جهت طرح شکایت از یک کلاهبردار به کلانتری آمده بود. وی با بیان این که چگونه طعمه ای جهت کلاهبرداری شده است هست، به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: در دوران کودکی ام خیلی به عروسک بازی علاقه داشتم طوری با عروسک هایم واکنش‌ها می کردم که انگار آن ها زنده اند و همانند یک نوزاد به آن ها پیگیری می کردم روی پایم می گذاشتم و با لالایی گفتن و حرف زدن با عروسک هایم ساعت های زیادی خودم را سرگرم می کردم این گونه بود که با مامان بازی و نوازش عروسک هایم در واقع مادر شدن را تجربه می کردم.

روزها وماه ها به همین ترتیب سپری می شد تا این که در 17 سالگی پا به منزل بخت گذاشتم و زندگی مشترکم را با تورج شروع کردم. همسرم نیز مانند من عاشق فرزند بود به طوری که از همان ابتدای ازدواجمان نام فرزندان مان را گزینش کردیم و در انتظار پدر و مادرشدن ماه ها را پشت سر می گذاشتیم ولی گویی بعد از چندین سال زندگی یکسان قسمت نبود ما صاحب فرزند شویم آیا که با مراجعه به پزشکان متخصص هیچ نتیجه ای نگرفتیم و حس قشنگ مادر بودن فقط به دوران کودکی ام تخصیص داده شده است داشت. این بود که بعد از سال ها نازایی و ناامید از درمان های مختلف، تصمیم گرفتیم از بهزیستی فرزندی را به عنوان فرزند خوانده بپذیریم و منزل تاریکمان را با لبخندهای یک کودک روشن و پرشور و نشاط کنیم ولی شرایط پذیرفتن فرزند را نداشتیم.

چرا که تحصیلات من و تورج فقط تا مقطع ابتدایی بود درحالی که باید حداقل تحصیلات دیپلم داشته باشیم تا به ما فرزند بدهند. این گونه بود که ناامید به منزل بازگشتیم تا این که یکی از دوستانم مرد غریبه ای را معرفی کرد که مدعی بود زنی باردار به خاطر فقر مالی قصد دارد فرزندش را بفروشد من هم که تمام راه های فرزنددار شدن را گذرانده بودم با شنیدن این خبر خوشحال شدم و قرار شد مبلغ هنگفتی را طی چند ماه باقی مانده تا به دنیا آمدن نوزاد، به آن مرد غریبه بدهم تا به آن مادر بی بضاعت و باردار برساند. این گونه بود که من و همسرم چشم انتظار ماندیم تا کلبه بی فروغ مان شور و نشاط پیدا کند به همین خاطر هر روز با خرید وسایل و لوازم کودک خودم را سرگرم می کردم. چندین ماه بعد مرد غریبه با نشان دادن تصویر یک زن باردار و گرفتن مبلغ زیادی پول، خبر داد که جنین، دختر است.

فرزند فروش، کلاهبردار از آب درآمد

با شنیدن این خبر در پوست خودم نمی گنجیدم و خیلی سریع سیسمونی «سارا» را به همراه همسرم تهیه کردم. یک اتاق پر از اسباب بازی و عروسک های بزرگ و کوچک، تخت و کمد و کلی وسایل و لباس های رنگارنگ خریداری کردم. از این که به زودی صاحب فرزندی می شدیم ، برق خوش حالی در چشمان همسرم موج می زد و هر روز که از سرکار به منزل می آمد ساعت ها در اتاق «سارا» مشغول مرتب کردن وسایل می شدیم.

من تا پاسی از شب گهواره را تکان می دادم تا چگونگی خواباندن دخترم را تمرین کنم! ولی ماه ها گذشت ولی هیچ خبری از نوزاد نشد این درحالی بود که مبلغ هنگفتی را به مرد غریبه داده بودیم تا نوزاد را به ما تحویل بدهد ولی او نه تنها پاسخ تلفن هایم را نداد بلکه با خاموش کردن گوشی همراهش، من و تورج را ناامید کرد. هنگامی که فهمیدیم در دام مردی شیاد و کلاهبردار افتاده ایم جهت شکایت از آن مرد حیله گری که احساسات و عواطف یک زوج جوان را به بازی گرفته بود، به قانون پناه آوردیم تا…

روزنامه خراسان

داشتن فرزند برایم یک رویای بی تعبیر بود حاضر بودم همه زندگی ام را فدا کنم تا کودکی در فضای منزل ام لبخند بزند ولی با گذشت چند سال از ازدواجم باردار نشده بودم و

واژه های کلیدی: زندگی | عروسک | فرزند | نوزاد | باردار | ناامید | فرزندان | کلاهبرداری